محمد رضا واليزاده معجزى

615

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

فصل چهارم حكومت سردار فيروز و موثق الدوله در لرستان وقتى كه اولياء مركز ديدند امير اشرف هيچ كارى از پيش نبرد حتى ماليات را هم وصول نكرد ، در صدد فرستادن مرد مقتدرى به لرستان بودند تا اين‌كه سردار فيروز خود را آماده اين كار ساخت و فرمان او از طرف محمد على شاه صادر گرديد . سردار فيروز كه خيال نمىكرد اوضاع به اين شورى هم باشد با يك دنيا تدبير و سياست حركت كرد تا اين‌كه به بروجرد رسيد . در بروجرد از اين و آن جوياى اوضاع لرستان شد و در همان روزهاى اول از كار خود پشيمان گرديد . زيرا به او ثابت شده بود كه از بروجرد ده قدم به سوى خرم‌آباد نمىتواند بردارد و بنابراين اگر بخواهد به حكومتش ادامه بدهد بايد به همان شهر بروجرد و قصبه اشترينان قناعت كند كه همه خاك آن برابر يكى از بخش‌هاى لرستان نيست . سردار فيروز از قبول اين شغل نادم بود ولى خجلت مىداشت كه بلافاصله به تهران برگردد ، زيرا بعيد نبود كه در آن بحبوحهء ناامنى و رجاله‌بازى جمعى از اهل بروجرد بر او بتازند و آبرويش را بريزند بنابراين ناچار و لاعلاج بود كه چند ماهى به انتظار فرج بعد از شدت در بروجرد توقف كند و آن‌گاه به عنوان سركشى و يا مذاكره حضورى با صدراعظم و تقديم گزارش حضورى به پيشگاه اعلىحضرت به تهران برگردد . بارى سردار فيروز بدون اين‌كه بتواند كارى به ارزش دو غاز انجام دهد ، به تهران برگشت . بعد از مراجعت سردار فيروز به تهران موثق الدوله به‌سمت حكمران لرستان و بروجرد تعيين گرديد و او هم مانند سلف خود به بروجرد وارد شد . مقارن ورود موثق الدوله به بروجرد